تبليغاتX
"موفقیت" برای همه × همه چی برای همه
گفتگو با خدا
 
خدا پرسید: پس  تو می خواهی  با من  گفتگو كنی؟

من در پاسخ گفتم : اگر وقت  دارید
 

خدا  خندید : وقت من بی نهایت است
 

در ذهنت چیست كه می خواهی از من  بپرسی؟
 
 
001576.jpg
 
 

پرسیدم  : چه  چیز بشر شما را   سخت متعجب  می سازد؟
 

خدا پاسخ داد : كودكیشان

اینكه آنها از كودكی شان  خسته می  شوند عجله  دارند  كه بزرگ شوند
 

بعد دوباره پس از  مدتها آرزو می كنند  كه كودك باشند
 

اینكه آنها سلامتی   خود  را  ا ز دست  می  دهند تا پول به   دست آورند

و بعد پولشان را از دست  می دهند  تا دوباره سلامتی  خود را به دست
 
 بیاورند

اینكه با اضطراب به آینده می  نگرند و  حال را فراموش  می كنند

و بنابراین نه در  حال زندگی  می  كنند و نه  در آینده

اینكه آنها به  گونه ای زندگی می   كنند  كه گویی هرگز نمی  میرند

و به  گونه ای  می میرند كه  گویی  هرگز زندگی  نكرده اند
 
jesusabraco.jpg
 

دست های  خدا  دستانم را   گرفت
 

برای مدتی   سكوت كردیم
 

و من دوباره پرسیدم : به عنوان یك پدر
 

می  خواهی  كدام درس های زندگی را فرزندانت بیاموزند؟
 

او گفت : بیاموزند  كه آنها نمی  توانند كسی را وادار كنند  كه عاشقشان
 
 باشد
 

همه كاری  كه می  توانند بكنند اینست كه اجازه دهند كه  خودشان دوست
 
 داشته باشند
 
istockphoto_Deserted_411821.jpg
 

بیاموزند  كه  درست  نیست  كه  خودشان را با  دیگران  مقایسه  كنند
 

بیاموزند كه فقط چند ثانیه طول می  كشد تا زخم های  عمیقی   در قلب
 
  آنان كه دوستشان داریم ایجاد  كنیم
 

اما  سالها طول می  كشد تا این زخمها را التیام بخشیم
 

بیاموزند  كه ثروتمند  كسی  نیست  كه بیشترین  ها را دارد
 

كسی  است كه به  كمترین ها نیاز دارد
 

بیاموزند  كه انسانهایی  هستند  كه آنها را  دوست دارند
 

فقط  نمی دانند كه  چگونه احساساتشان را نشان دهند
 

بیاموزند  كه  دو نفر  می  توانند با هم به   یك  نقطه  نگاه  كنند  اما آن را
 
  متفاوت ببینند

2 نوشته شده در  جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 18:50  توسط محمد صادق كريمي  | 

به نام خداوند جان آفرین

شهادت یگانه بانوی اسلام دختر احمد یار حیدر مراورید جهان هستی را به تمام شیعیان و بازدیدکنندگان تسلیت عرض می کنم .

 

 

التماس دعا

 

2 نوشته شده در  جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 17:54  توسط محمد صادق كريمي  | 

تقدیم به همه
در 15 سالگي آموختم كه مادران از همه بهتر مي دانند ، و گاهي اوقات پدران هم
در 20 سالگي ياد گرفتم كه كار خلاف فايده اي ندارد ، حتي اگر با مهارت انجام شود
در 25 سالگي دانستم كه يك نوزاد ، مادر را از داشتن يك روز هشت ساعته و پدر را از داشتن يك شب هشت ساعته ، محروم مي كند
در 30 سالگي پي بردم كه قدرت ، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن
در 35 سالگي متوجه شدم كه آينده چيزي نيست كه انسان به ارث ببرد ؛ بلكه چيزي است كه خود مي سازد
در 40 سالگي آموختم كه رمز خوشبخت زيستن ، در آن نيست كه كاري را كه دوست داريم انجام دهيم ؛ بلكه در اين است كه كاري را كه انجام مي دهيم دوست داشته باشيم
در 45 سالگي ياد گرفتم كه 10 درصد از زندگي چيزهايي است كه براي انسان اتفاق مي افتد و 90 درصد آن است كه چگونه نسبت به آن واكنش نشان مي دهند
در 50 سالگي پي بردم كه كتاب بهترين دوست انسان و پيروي كوركورانه بد ترين دشمن وي است
در 55 سالگي پي بردم كه تصميمات كوچك را بايد با مغز گرفت و تصميمات بزرگ را با قلب
در 60 سالگي متوجه شدم كه بدون عشق مي توان ايثار كرد اما بدون ايثار هرگز نمي توان عشق ورزيد
در 65 سالگي آموختم كه انسان براي لذت بردن از عمري دراز ، بايد بعد از خوردن آنچه لازم است ، آنچه را نيز كه ميل دارد بخورد
در 70 سالگي ياد گرفتم كه زندگي مساله در اختيار داشتن كارتهاي خوب نيست ؛ بلكه خوب بازي كردن با كارتهاي بد است
در 75 سالگي دانستم كه انسان تا وقتي فكر مي كند نارس است ، به رشد وكمال خود ادامه مي دهد و به محض آنكه گمان كرد رسيده شده است ، دچار آفت مي شود
در 80 سالگي پي بردم كه دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترين لذت دنيا است
 
در 85 سالگي دريافتم كه همانا زندگي زيباست

2 نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 14:7  توسط محمد صادق كريمي  |