تبليغاتX
"موفقیت" برای همه × همه چی برای همه
با سلام خدمت دوستان  عزیز   ُ دوستان و همراهان گرامی به دلایلی بعد از این دیر آپ می شم به خاطر این موضوع از شما شرمنده هستم باید بگم  چاره ندارم دوستون دارم اگه خواستین دلایلشو بفهمین بامن در تماس باشین mohammad_sadeg2000
2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 18:19  توسط محمد صادق كريمي  | 

باغ مظفر
Image and video hosting by TinyPic
2 نوشته شده در  شنبه چهاردهم بهمن 1385ساعت 18:58  توسط محمد صادق كريمي  | 

اثر رنگ ها بر روی جسم و روح

رنگ آبی:

آرام بخش است و سبب کاهش فشار خون و تنظیم ضرب آهنگ یا ریتم قلب قلب تنفس می گردد .بر پایه ی پژوهشی که بر روی خردسالان مستعد به رفتار پرخواش گرانه انجام شد ، هنگامی که آنان را در اتاق آبی رنگ جایی دادند ، حس آرامش در چهره شان هویدا شد.رنگ آبی برای افرادی که در نقاط گرم و مرطوب زندگی می کنند ، تاثیر مطلوب و خوشایندی را از لحاظ روحی و روانی آنها دارد . همچنین درد ها و ناراحتی های دستگاه گوارش ،پشت درد ، رو ماتیسم ، گر گرفتگی و هیجان های رو حی را می شود با رنگ آبی آرامش بخشید.

رنگ سبز:

تسکین دهنده افراد خشمگین و یا افسرده حال است. این ها می توانند در اطرافشان از این رنگ بهره ببرند . در ضمن برای رفع ناراحتی های عصبی ، خستگی بی نهایت ، ناراحتی های قلبی و حتی سرطان ،میتوان از رنگ یاد شده سود جست.افرادی که می خواهند از برنامه غذایی وبژه ای پیروی کنند ، باید در پیرامون خود از رنگ های سبز بپو شانند تا از پرخوری شان جلوگیری شود .

رنگ بنفش:

همانند آبی و سبز ، محیطی آرام می آفریند ، موجب کاستن اشتها می شود و رنگ دلخواهی برای پوست ،مو و نیز ناراحتی های کلیه و سردرد های میگرنی است.

رنگ سرخ

ضربان قلب را می افزاید ، باعث فعال شدن امواج مغز و تسریع تنفس می گردد . رنگ مزبور ، رنگ احساس های شدید و نیرو برای سردی ، ناتوانی ها و همین طور جهت رفع کم خونی ، عفونت های مثانه و مشکل های پوستی است .افرادی که از نظر هماهنگی ضعف دارند ، با ید از پوشیدن لباس های قرمز خوداری فرمایند . همچنین افرادی که دچار فشار خون بالا هستند باید از نشستن در جاهای که با رنگ قرمز تزیین شده ، بپرهیزند ، چرا که امکان دارد میزان فشار خو شان افزایش یابد . برعکس بر روی آنان که به کاهش فشار خون مبتلا هستند ، اثر وطلوبی دارد.

در ادامه این قسمت رنگ های صورتی -نارنجی-زرد- سیاه را خواهم نوشت منبع :Nutritional Healing

2 نوشته شده در  شنبه چهاردهم بهمن 1385ساعت 18:13  توسط محمد صادق كريمي  | 

زندگی نامه حضرت ابالفضل عباس (ع)

قسمت دوم(قسمت آخر)

Image and video hosting by TinyPic در طی زندگی سی و چند ساله خود حوادث مهمی را مشهده و بحرانهای عظیمی را در اجتماع امت اسلام دیده و تجربه کرده بود . از کودکی تا نو جوانی در خانه امیر مومنان و در جو صبر و مظلومیت و استقامت پدر بالیده بود، و گام به گام ، امیر ایمان همه اعصار را مشاهد کرده بود که باو جود چنین شجاعت و صولتی ، برای مصلحت دین و پیشبرد اهداف الهی و استحکام پایه های اسلام چگونه در برابر غاصبان اوناع نامردمی های آنان تحمل مدارا می کرد.وسپس انقلاب مردم و شورش آنان علیه دستگاه خلافت و تحول وضع اجتماع را ملاحضه کرده بود و هجوم تشنگان بیعت با امیرالمومنین را که شرمنده وپشیمان از گذشته ،با اصرار حکومت او را می خواستند ،و سپس فتنه های ((ناکثان))و((قاسطان))و((مارقان)) را که احیاء ضلالتی که از غاصبان به ارث برده بودند حکو.مت عدل ونور امیرالمومنین را بر نمی تابیدند....

و سرانجام شهادت خورشید عدل و علم و فضیلت را در محراب خون دیده بود ، وسستی و گمراهی و تباهی مسلمانان نمایانی را که از ثقل عدل علوی رنجور بودند و از دریافت حُسن ِ حسنی (ع) کور ، و همان لایق پشوائی و حکومت حیوانی چون معاویه منفور....

و در این هنگام دیگر عباس جوانی بود که با تمام وجود در خدمت حق قرار می گرفت و عنصر نورانیش که از چنان پدری ریشه گرفته و از شیر چنان مادری پرورش یافته بود سرار وقف راه خدا و دفاع از دین مبین و حمایت امام راستین می شد؛ بدین گونه بود که برادری با صولت شیر و دلی سر شار از ایمان ومعرفت ، در کنار دو برادر ارجمند و دو امام بزرگوار قرار گرفت که به فرمان صریح رسول خدا (ص) چه قیام کنند و چه صلح و مدارا ، امام بر حق و پیشوای مطلق همه مسلمانان می بودند...که فرمود :((هذا ابنای امامان قاما او قعدا))...و هر دو یادگار خاندان نبوت ونور ، پرورده دامان کوثر تقوی و شعور ، وارث علم و امامت ، و پاسدار ایمان و عدل و دیانت ، پیشوای مومنان پاک سرشت ، و سرور جوانان بهشت...

پس از آن که امام مجتبی (ع) با دسیسه معاویه به شهادت رسید ،امام حسین (ع) از همه افراد خاندان تنها ((عباس))(ع) را در کنار خود در تغسیل پیکر مطهر آن امام معصوم شرکت داد، و با تو جه به آن که غسل و کغن و دفن معصومین فقط توسط معصوم انجام می شود ، این عنایت و مشارکت گویای منزلت ویژه و مقام ارجمند قمر بنی هاشم عباس بن علی (ع) است...همچنانکه صادق (ع) نیز در تقدیر از مقام معنوی آن گرامی می فرماید :((کان عمنا العباس بن علی نافذ البصیرة صلب الیمان...))، عموی ما عباس ابن علی 7 بینش و معرفت ژرف و ایمانی استوار داشت.....

پایان

برگرفته از : ساقی تشنگان فضیلت

نوشته: ابولفضل موسوی گرمارودی

2 نوشته شده در  شنبه چهاردهم بهمن 1385ساعت 18:12  توسط محمد صادق كريمي  | 

کم فکر کن ،خوب فکر کن (خبر پزشکی روانشناسی)

خبر خبر خبر داغ

 

محققان انگلیسی اعلام کردند؛ فکر کردن بیش از اندازه و شدید درباره یک موضوع به اتخاذ تصمیمات غلط و نادرست در مورد آن موضوع منجر می شود .محققان کالج دانشگاه لندن می گویند :تصمیمات نا خودآگاه و سریع ، معمولا دقیق تر و صحیح تر از تصمیمات اتخاذ شده بعد از فکر کردن هستند .

این نتیجه گیری بر اساس آزمایشی با حضور 10 داو طلب که یک صفحه رایانه ای را با 650 نشان یکسان بر روی آن مطالهع کردند ، به دست آورده است. در این آزامایش یکی از نشانه ها روی صفه چرخانده شد؛ وقتی از داوطلبان سوال شد که نشانه چرخیده شده در کدام طرف از صفحه است ، افرادی که صفحه را تنها در یک نگاه و برای یک ثانیه دیده بودند در 95 درصد موارد جئاب صحیح داده بودند در حالی که کسانی که بیش از یک ثانیه به تصاویر نگاه کرده بودند،75 در صد جواب درست داده بودند .محققان در این رابطه می گویند که ذهن نا خودآگاه شما برای مسائل بهتر و کارامدتر است.Image and video hosting by TinyPic

2 نوشته شده در  شنبه چهاردهم بهمن 1385ساعت 18:9  توسط محمد صادق كريمي  | 

چقدر شبیه خودت می شوی وقتی

وقتی .....

در زندگی ات عمل ، بیش از حرف نقش ایفا می کتد .

منکر ترس نمی شوی ام با هر نوع آن به طور منطقی برخورد می کنی.

هر روز - بارها و بارها - به خودت می گویی:هی! تو فوق العاده ای ... فوق العاده !

برای زیباتر شدن سیرتت تلاش می کنی .

کارهایی را - هر چند کوچک - که می توانی برای مردم شهرت انجام دهی . یادداشت کرده و هر هفته به یکی عمل می کنی.

وقتی کسی از اطرافیانت در مسیر پیشرفت قرار می گیرد ، او را عقب نمی کشی بلکه کمکش می کنی تا راحت تر و سریع تر مسیرش را طی کند.

همیشه سعی می کنی از مفهوم "اتحاد با دیگران " در جهت مثبت - کمک به افراد - استفاده کنی نه در جهت منفی آزرده کردن یک نفر.

وقتی مشکلی در زندگی داری - مثلا بیماری - سعی می کنی دلیل آن را در اندیشه های خودت پیدا کنی.

از زندگی معنوی انسان ها . مرزهای جغرافیایی را بر می داری.

با برقراری تعادل در امور زندگی ات ، اوضاع را کنترل می کنی.

خودت را برای اشتباهات کم و کاری های گذشته سرزنش نمی کنی بلکه سعی می کنی دیگر آنها را تکرار نکنی. اعتقاد داری که آفریده با عظمتی هستی!!

 

2 نوشته شده در  شنبه چهاردهم بهمن 1385ساعت 18:8  توسط محمد صادق كريمي  | 

10 رهکار برای زدودن خشم

1- سعی کنید خشم خود را به تاخیر بیندازید ، به تاخیر انداختن خشم برابر تسلط یافتن بر آن است و با سعی و تلاش فراوان می توانید خشم را کاملا از بین ببرید.

2- در لحظه ای که دچار خشم می شوید ، همواره به خاطر بیاورید که هر کسی از این حق مسلم بر خوردار است که بنا به خواسته خود رفتار کند پس به دیگران این اجازه را بدهید که مطابق میل و خواسته خود رفتار کنند.

3- سعی کنید در لحظه ای که خشمگین می شوید در نزدیکی کسی که دوستش دارید قرار بگیرید تا بتوانید در کنار او آرامش ازدست رفته خود را بازیابید.

4- از انتضارات بی جایی که نسبت به دیگران دارید دست بردارید . زیرا به محض از بین رفتن این توقعات نابجا ، خشم شما نیز از بین می رود.

5- از موارد عصبانیت خود فهرستی تهیه کنید . در صورتی که در این ضمینه اهتمام بورزید به زودی پی می برید که کاراکراه آمیز شما در نوشتن این وقایع شما را تزغیب می کند که کمتر خشمگین شوید.

6- از یک فرد مورد اعتماد درخواست کمک کنید . از او بخواهید هنگامی که خشم شما را مشاهده می کند آن را از طریق علائم قرار دادی به شما گوشزد کند.

7- وقتی که می خواهید با ابزار خشم به بچه هایتان درس عبرت دهید ، سعی کنید خشم خود را به طور تتصنعی بروز دهید و طوری عصبانی نشوید که باعث ناراحتی جسم و روح شما گردد.

8- به خاطر بسپارید که به ها همیشه پرجنب و جوش و فعال هستند و عصبانی شدن نسبت به این موضوع فایده ای برای شما ندارد پس سعی کنید با طبیعت آنها کنار بیایید .

9- در ترافیک سعی کنید به جای خشمگین شدن ، به رویدادهای جذاب و خوش آیند زندگیتان بیندیشید و یا به یک موزیک آرام بخش گوش دهید .

10- خود ا دوست داشته باشید هر گزز دچار خشم ویران گر نمی شوید .

امید وارم در همه لحضات زندگی آرام و شاد باشید و دیگران را دوست داشته باشید.

یاعلی   منتظر حضورتون هستم

2 نوشته شده در  شنبه چهاردهم بهمن 1385ساعت 18:5  توسط محمد صادق كريمي  | 

تقدیم به تمام عاشقا

Image and video hosting by TinyPic

2 نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385ساعت 9:55  توسط محمد صادق كريمي  | 

باورنکردنی نه؟

نهنگ با هوش(علمي)

مي دانيم كه از ميان موجوداني كه خداوند آفريبده انسان با هوش ترين آنهاست و از ميان حيوانات هم ميمونهاي عظيم الجثه و ساير آبزي مانند دلفين ها اما اخيرا محققان آمريكايي دريافته اند نهنگ هاي گوژ پشت هم داراي نو عي سلول مغزي هستند كه در انسانها موجودات ذكر شده ديده مي شود . به نظر مي رسد اين نهنگ ها باهوش تر آن چيزي باشند كه تصور مي رود.به نوشته مجله تاريخچه آناتومي اين يافته ممكن است به توضيح برخي از رفتارهاي مشاهده شده در نهنگ ها مانند مهارت پيچيده ارتباطي،تشكيل اتحاد،همكاري،انتقاد،همكاري،انتقال فرهنگي و كاربرد ابزاري كمك كند.به گفته محققان دانشگاه مونت سايناي نيويورك،مغزهاي نهنگ هاي گوژ‍پشت داراي نوعي سلول به نام نرون دوكي در مناطقي از كورتكس است كه اين مكانها را مي توان به مناطقي از مغز انسان و ميمون هاي بزرگ كه اين سلو لها درآنها مشاهده مي شوندمقايسه كرد. با وجود اين كه تاكنون عملكرد نرون هاي محوري به خوبي شناخته نشده است ولي احتمالا اين نرون ها در فراگيري،به خاطر آوردن و شناخت جهان اطراف شخص موثر است.

 

دفعه بعد مضرات آدامس جويدن را براي شما خواهم نوشت با تشكر./

2 نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 15:54  توسط محمد صادق كريمي  | 

مختصر زندگی ابالفضل علمدار

نامش : عباس

کنیه اش: ابالفضل،ابوفاضل

لقبش:قمر بنی هاشم ،سقا،باب الحوائج


او فرزند رشید امیر مومنان علی بن ابی طالب (ع) است. در چهارم ماه شعبان سال 26 هجری در مدینه چشم به جهان گشود . مادرش بانوی ارجمند و با ایمان ((فاطمه))معروف به((ام البنین))دختر ((حزام بن خالد))از قبیله ((بنی کلاب ))است...

امیر مومنان علی (ع) پیش از ازدواج با این بانوی بزرگوار با برادر خود جناب ((عقیل بن ابی طالب )) که در شناسایی انساب و قبائل عرب بسیار خبره و آگاه بود مشورت کرد و از او خواست بانوئی با ضیلت و از خاندانی شجاع و نجیب و آبرومند به او معرفی کندو جناب عقیل ، فاطمه دختر((حزام بن خالد کلابی))را به او پیشنهاد کرد.و مدتی بعد پس از خواستگاری و انجام تشریفات مقدماتی ، این بانوی شریف به خانه امیر مومنان آمد ، و در همان آغاز زندگی مشترک با امیر مومنان (ع) عملا روحیه نجیب و فروغ ایمان و معرفت خود را نشان داد.گویند او به خدمت زینب کبری (ع) آمد و در خطاب به او دگر فرزندان حضرت زهرا (ع) عرض کرد :عزیزان من ،من کنیز شما نوادگان پیامبرم و برای خدمتگزاری شما به این جا آمده ام !

آری از دامان چنین مادری چنان فرزندی بوجود می آید . فرزندی که اسوه وفا و ادب و مواسات و فداکاری است؛ فرزندی که تا برترین قله هایی که فقط برای معصومین عروج به آن ممکن است بالا می رود و به جایگاهی می رسد که در عرصه رستخیز ، همه شهیدان تاریخ مقام و منزلت او غطبه می برند....

چهرمین امام حضرت زین العابدین (ع) فرمودند:((برای عمویم عباس نزد خدا مقام و منزلتی است که در قیامت همه شهدا به آن غبطه میبرند)). از ام البنین برای امیر مومنا (ع) چهار پسر بوجود آمد :((عباس)) ، ((جعفر))،((عبدالله)) ، ((عثمان)) و عباس (ع) بزرگترین برادران مادری خود بود...

((عباس)) در دامان پاک چنین مادر بزرگواری پرورش می یافت ، و در سایه تربیت پدری که تاریخ انسانیت مدیون فضیلتهای اوست.محیط پرورش عباس ،محیط شجاعت و دلاوری ،علم و بین ، فصاحت و سخنوری ، اخلاق و فضیلت بود ، همه این خصلتها در شخصیت عباس جمع شد و در عرصه های گوناگون زندگی او بروز کرد ، و آخرین نمود آن، جهاد شگرف او در کربلای حسینی و وفا و ایثار او در رکاب امام (ع)و مقاومت و پایداری او در حمایت و دفاع از دین و حقیقت است که او را در ردیف برگزیدگان آسمانی قرار داده است. از کدکی آثار عنایتی و یژه در او مشهور بود . گویند امیر مومنان گاه او را بر زانوی خود می نشاند و بازوان کوچک او را می بوسید و می گریست. یکبار پدر بزرگوارشان او را بر زانوی خویش نشانده و به او شمارش اعداد را می آموخت . عباس کوچک و زیبا را نوازش کرد و به او فرمود : پسرم بگو ((واحد))بگو ((واحد))...

عباس با لحن کودکانه و ابتدائی خود گفت : واحد...

امیر (ع) فرمود : بگو ((اثنین))....

عباس با شمان سیاه و معصو مانه خود به چهره آسمانی امیر مومنان نگریست و گفت : نه پدر جان ، با زبانی که((واحد))گفتم ((اثنین )) نمی گویم ...!

((عباس )) از نو جوانی به شهامت و دلیری نامور شد. کاملا آشکار بود که با همسایگان خود قابل قیاس نیست ؛ صولت امیر مومنان علی (ع) در او جلوه گر بود و خیلی زود در میان همگنان و سپس در همه اجتماع به دلاوری بی بدیل که از او حساب می بردند شهرت یافت. اما شجاعت و دلاوری تنها خصلت چشمگیر ((عباس)) نیست ، او در مراتب علم و معرفت و عبادت نیز از پدر بزرگوار و برادران معصوم خویش نشانه ها داشت. او به راستی عابد محراب شب و شیر عرصه روز بود؛ ارز اکثریت عبادت و سجده های طو لانی شبهای عبادت ، سر مقدس او در میان سهای شهدا با اثر سجده پیشانی متمایز بود....

قسمت دوم را دفعه بعد می نویسم

2 نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 12:59  توسط محمد صادق كريمي  |